تبلیغات
ZдŅg0oLehдYe дsheGhi♥ - آرزو...





























ZдŅg0oLehдYe дsheGhi♥

تلنگرای عاشقی ما ♥

 

 

قاب شیشه ای چشمات منو با تو آشنا کرد

من تو رویای تو بودم بی خبر منو صدا کرد

قاب شیشه ای چشمات برا من مثل نفس شد

برا قلب عاشق من همه چیزو همه کس شد

من به آرزوم رسیدم به تن تب دار دستات

دستای تو مال من شد تو پناه امن چشمات

سرنوشتم زیر و رو شد شبم از ستاره پر شد

کویر زخمی دستام عاقبت دوباره پر شد

بی روح و سرد تو یه مسیر بد

خسته از زخمهایی که بهم یه غریبه زد

یه غریبه که راحت منو بازی داده

براشم فرقی نداشت غیر من با کی باشه

شاید یه آرزو بود مثل یه راه دور

که ببینم خودمو همیشه کنارتون

تویی یه کوه نور واسه منی که خستم

مرهم قلبی که همه درها روش بستم

من به آرزوم رسیدم به تن تب دار دستات

دستای تو مال من شد تو پناه امن چشمات

سرنوشتم زیر و رو شد شبم از ستاره پر شد

کویر زخمی دستام عاقبت دوباره پر شد

ریشه های خشک و خوابم غم پاییزو رها کرد

باورم جوونه داد و محشری دیگه به پا کرد

زیر سایه ی نگاهت همه دنیارو شناختم

دل دیوونه رو از نو من با دستای تو ساختم

من به آرزوم رسیدم به تن تب دار دستات

دستای تو مال من شد تو پناه امن چشمات

سرنوشتم زیر و رو شد شبم از ستاره پر شد

کویر زخمی دستام عاقبت دوباره پر شد

 

(اشکان کول و ماهان بهرام خان)

 

 


نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور 1389 ساعت 11:08 ب.ظ توسط بهار♥وحید نظرات |

اخرین مطالب
خدایا کمکم کن ...
زندگی آنقدر ها هم ، شیرین نیست !
روز وصال 93/4/4
انتظار وصال..
تولدت مبارک
اردی بهشتی ِمن ...
پنجمین سالگرد عشق ...
اعماق یک زن.
میخواهمت...
دلنوشته هول هولكی :)
از طرف یه دیوونه
آغوش ممنوعــه
باز باران ...
حـــــوالــــی آغـــوش تــو
باران من و تــــــو