تبلیغات
ZдŅg0oLehдYe дsheGhi♥ - شــــــــــرط عــشــــق





























ZдŅg0oLehдYe дsheGhi♥

تلنگرای عاشقی ما ♥








دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید.
موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.

مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

 دو سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و
چشمانش را گشود.
"همه تعجب کردند. مرد گفت:

"من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم"



نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان 1389 ساعت 04:17 ب.ظ توسط بهار♥وحید نظرات |

اخرین مطالب
خدایا کمکم کن ...
زندگی آنقدر ها هم ، شیرین نیست !
روز وصال 93/4/4
انتظار وصال..
تولدت مبارک
اردی بهشتی ِمن ...
پنجمین سالگرد عشق ...
اعماق یک زن.
میخواهمت...
دلنوشته هول هولكی :)
از طرف یه دیوونه
آغوش ممنوعــه
باز باران ...
حـــــوالــــی آغـــوش تــو
باران من و تــــــو