تبلیغات
ZдŅg0oLehдYe дsheGhi♥ - یه روز ابری ...





























ZдŅg0oLehдYe дsheGhi♥

تلنگرای عاشقی ما ♥






دلم حسابی گرفته ..

یه حس دلتنگی شدید دارم .. همون حس اوایل سربازی شو ..

2-3 روزه خوب نتونستم بخوابم مشغله و كارام زیاد بودن ...

حالا این ساعت روز و كه خونه ام هر كاری میكنم خوابم نمیگیره ..

شایدم هواس كه دلگیر شده و باعث دلگیری منم شده ..

خوب 1 هفته است كه همه اش باد و بارونه و هوا حسابی ابریه

هممم

حالا انقدر دپ بازی درآوردم فكر نكنین خبریه ها ..

خداروشكر زندگیمون به راهه .. وحیدم كه آخرای سربازیشه ..

آها

شاید چون یه كلمه تا به امروز از درسای این ترممو نخوندم هول ورم داشته...

یا اینكه این روزا وحیدمو زیاد میبینم لوس شدم ؟

كاش میشد یه كوچولو از سنگینی باری كه رو دوششه ور می داشتم ..
 
اما غیر دلگرمی دادن و محبت كردن و توكل به خدا كاری از دستم نمیاد ..

خدا خودش كمكمون كنه ...

به قول شاعر :

ای دوست بیا تاغم فردا نخوریم

وین یک دم عمر را غنیمت شمریم


دلم گرفت ... از ترس آینده ...

اما این شور عشقه كه تا به این لحظه استوار نگه ام داشته


دوستت دارم عزیزم


http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTv6Ixt5B9fDUdHjZcKKlwlCnAouxNgUInutUBS151Eo24PkiH0&t=1




نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ساعت 10:45 ق.ظ توسط بهار♥وحید نظرات |

اخرین مطالب
خدایا کمکم کن ...
زندگی آنقدر ها هم ، شیرین نیست !
روز وصال 93/4/4
انتظار وصال..
تولدت مبارک
اردی بهشتی ِمن ...
پنجمین سالگرد عشق ...
اعماق یک زن.
میخواهمت...
دلنوشته هول هولكی :)
از طرف یه دیوونه
آغوش ممنوعــه
باز باران ...
حـــــوالــــی آغـــوش تــو
باران من و تــــــو