تبلیغات
ZдŅg0oLehдYe дsheGhi♥ - خاطره یه ولنتـــــاین دیــــگه...





























ZдŅg0oLehдYe дsheGhi♥

تلنگرای عاشقی ما ♥

یه سال دیگه هم گذشت ...

و دوباره رسیدیم به سالروز ولنتاین ...

راستش من خودم شخصا اعتقادی به این روز فرنگی ندارم ...

فقط بهونه ای میدونــــمش واسه نو كردن خاطرات و ارزش دادن به عشق و محبتی كه همیشه تو قلبمون هست

 ...

به قول وحـــید هرروز آدم میتونه ولنتاین باشه اگه خودش بخــواد ..

مثــل هرسال ،

من و وحید این روز و باهم تو یه رستوران دنج و شیك جشن گرفتیم ..

اولین باری بود كه اون رستوران میرفتیم .. خیلی جای باصفایی بود ...

 روبه رومون پنجره قدكشیده بلندی بود كه...

منظره برف كوه ها رو با چند تا ویلای خوشگل كه اون حوالی بودند نشون میداد . 

 از گذشته ها میگفتیم و خنده به لبمون می اومد ، كلی هم راجع به آیندمون صحبت كردیم ..

گه گاهی هم از پنجره به بیرون خیره میشدیم و زیبایی منظره مسخمون میكرد ..

خیلی خوش گذشت ... مثل همیشه ... هرچند یادم نمیاد با وحید جایی رفته باشم كه بهم خوش نگذشته باشه ..

خاطره امروزم اضافه شد به كل خاطرات با هم بودنمون ...

Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

خدایا ، ممنونم بابت همه چیز و شاكرم .. شاكـــر تمام نعمت هایی كه تا به این لحظه در اختیارمون گذاشتی

شاكر قلبی كه تو وجودمون قرارش دادی تا خوبی هارو احساس كنه .. شاكر با ما بودنت

 ...و همیشه هوامونو نگه داشتنتــــــ

آرزو میكنم همه آدمای روی زمین روزی این عشق و لمس كنند و كسایی هم كه لمسش كردند به هم برسند

و خوشبخت بشنــــ...

"تو پست بعدی عكس های این روزم میذارم .. تا تو وبلاگمون ثبت شده باشه مثل بقیه عكس ها.."

 

 


نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ساعت 12:34 ب.ظ توسط بهار♥وحید نظرات |

اخرین مطالب
خدایا کمکم کن ...
زندگی آنقدر ها هم ، شیرین نیست !
روز وصال 93/4/4
انتظار وصال..
تولدت مبارک
اردی بهشتی ِمن ...
پنجمین سالگرد عشق ...
اعماق یک زن.
میخواهمت...
دلنوشته هول هولكی :)
از طرف یه دیوونه
آغوش ممنوعــه
باز باران ...
حـــــوالــــی آغـــوش تــو
باران من و تــــــو